مهدي مهريزي
104
ميراث حديث شيعه
در معنى لفظ جلالهء اللَّه وجوهى است . بعضي گفتهاند : اللَّه اسمى است از جهت موجود حق ، جامع صفات خدايى ، منعوت به نعوت ربوبيت ، منفرد به وجود حقيقي ؛ زيرا هر موجودى ورأى أو استحقاق وجود ندارد به ذات خود ، واستفاده واستعارهء وجود از أو نموده است . بعضي گفتهاند اللَّه اسمى است از جهت خالق اين عالم ومدبر أو ؛ چنين گفته است غزالى . بعضي گفتهاند اللَّه اسمى است وعبارت است از ذات مقدس موصوف به جميع كمالات ، آنچنانى كه أو سبب است از جهت جميع موجودات . اختلاف نمودهاند در اشتقاق أو ؛ بعضي گفتهاند : ازلَاهَ است ، لَاهَ الشَّيء يعنى مبالغه نموده است در طلب ، قال الشاعر : لاهت فما عرفت يوماً بخارجة * يا ليتها خرجت حتى عرفناها « 1 » بعضي گفتهاند : مشتق است از لَاهَ به معنى تَحَيَّرَ ؛ زيرا متحيرند قوا در كنه عظمت أو . بعضي گفتهاند : از لاه به معنى تعبد . بعضي گفتهاند : از أله بالمكان إذا أقام . بعضي گفتهاند : از لاه يلوه به معنى ارتفع . بعضي گفتهاند : مشتق است از وله به معنى حريص بودن ، گفته شود بچه شتر وله بأمه وقتي كه مولع به مادر خود باشد ، چنانچه بندگان حريصاند به تضرع به سوى أو . بعضي گفتهاند : مشتق است از أله به معنى رجوع يقول : أَلَهتُ إلى فلان أي فَزَعتُ إليه ، مردمان همه رجوع كنند به سوى أو در حوائج خودشان ، پس گفته شود به مرجوع اليه إله چنانچه گفته به اقتدا گرديده شده : امام . بعضي گفتهاند : اللَّه مشتق است از [ أله ] به معنى سكون يقول : أَلَهتَ إِلَيهِ إِذَا سَكَنتَ ؛ زيرا خلق ساكناند به ذكر أو ، چنين گفته است مبرّد . بعضي گفته أو مشتق است از الهيت به معنى قدرت بر اختراع . خليل گفته است : هرچه در اشتقاق أو گفته شده است همه تكلّف است وتعسّف ، أو اسمى است علم جامد ، غير مشتق ؛ زيرا واجب نيست در هر لفظ اشتقاق وگرنه لازم آيد تسلسل . بدان اين اسم شريف ممتاز است بر غير خود از أسماء حسنى به وجوهى ، يكى
--> ( 1 ) . تفسير القرطبي ، ج 17 ، ص 101 ، ودر آن « رأيناها » بدل از « عرفناها » آمده است .